بر سنگفرش های خانه قدیمی /
میان دیوار های ترک خورده اش /
آن جا که رهگذر عبور مورچه های کارگرست /
ولانه ی زنبورهای بی عسل /
در فروریخته های گاه گاهش /
کنار لانه ی گنجشک های نحیف /
که منتظر پاییز دیگرند /
سایه ی شکستنیست / که مرا به تصویر می کشد /
تک تک این درز ها را من کشیده ام /
به تعداد شکستن هایم /
که دورند و همیشه /
به تعداد بودم که یکیست و نبودم که هزار /
به تعداد اشک های نریخته و بغض های نشکفته ام /
من میان تک تک سلول های این خانه هک شده ام /
با خط میخی قرن ها پیش /
که ناخواندنی تر از همیشه است /
و معنی مرا سخت جلوه می دهد /
و من میان درز ها هنوز / به شکل رمز مانده ام
|
+| نوشته شده توسط
مهر پنهان در جمعه ششم مرداد 1385
|